می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر ، سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
                                        مگذار ومگذر

 

 

شعر: یدالله عاطفی

دلـگـیـــر دلـگـیــــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
از غصـه مـی‌مـیــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
بـا پـای از ره مـانــده در ایـن دشــت تــب‌دار
ای وای مـی‌مـیــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
سـوگنــد بر چشمـت که از تـو تــا دم مــرگ
دل بــر نمـی‌گیـــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
بالله که غیر از جرم عاشق بودن ای دوست
بی‌جـرم و تقصیــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
بـا شـهـپــر انـدیـشـــه دنـیـــــا گــردم امـــا
در بـنــد تـقــدیـــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
آشــفـــتـــه تــر ز آشـفــتـــگـــــان روزگـــارم
از غــم بـه زنـجـیـرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر

اهنگ: کیخسرو پور ناظری

حمیدرضا نوربخش خواننده و مدرس آواز سنتی و ردیفی موسیقی ایران، اول آبان ماه ۱۳۴۴ در شهرستان قم به دنیا آمد.

پدر او با مکاتب آوازی پیشینیان آشنایی کامل داشت و با آخرین بازماندهٔ آنان، استاد تاج اصفهانی دوستی پایداری داشت. حمیدرضا نوربخش، از محضر تاج اصفهانی و احمد عبادی بهره بردودر اخر نزد استاد شجریان دوره عالی اواز را گذارند وبی شک یکی از نامدارترین شاگردان استاد شجریان محسوب میشود.

وی آلبوم پرده عشاق را با همکاری استاد فرامرز پایور ارائه نموده و همچنین در کنسرت گروه عارف با آهنگسازی استاد پرویز مشکاتیان به عنوان خواننده همکاری داشته است. از او آثاری چون آسمان با گروه شهنازی به سرپرستی داریوش پیر نیاکان و پنهان چو دل با گروه شمس و به سرپرستی کیخسرو پورناظری منتشر شده‌است.

نوربخش، در سال ۱۳۸۶ به همراه کیهان کلهر در تئاتر شهر پاریس به اجرای کنسرت پرداخت همچنین در زمستان ۸۸ یک بار دیگر به اتفاق کیهان کلهر کنسرتی را در چند کشور اروپایی و آمریکایی برگزار نمود.

حمیدرضا نوربخش، سمت‌هایی چون عضویت در هیأت مدیره خانه موسیقی، عضویت در کانون خوانندگان سنتی خانه موسیقی، مدیر عاملی خانه موسیقی، عضویت در شورای راهبردی معاونت هنری وزارت فرهنگ و هنر ارشاد اسلامی و عضویت در شورای عالی خانه هنرمندان را بر عهده داشته‌است.

                                                                

                                                                     دانلود

 


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, حمیدرضا نوربخش
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت 18:53  توسط مهدی  | 

                                       عاشق کش

  

شعر از حافظ

البوم خزان ارزو

تنظیم کننده : وحید رستگاری

ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز
تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود
چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد
تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود

                                                               دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, ایرج بسطامی
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 20:26  توسط مهدی  | 

شیرین لبی شیرین تبار
مست و می آلود و خمار
مه پاره ای بی بند و بار
با عشوه های بی شمار
هم کرده یاران را ملول
هم برده از دلها قرار
مجموع مهرویان کنار
تو یار بی همتا کنار
زلفت چو افشان می کنی
مارا پریشان می کنی
آخر من از گیسوی تو
خود را بیاویزم به دار
یاران هوار ، مردم هوار
از دست این بی بند و بار
از دست این دیوانه یار
از کف بدادم اعتبار
می می زنم ، می می زنم ، جام پیاپی می زنم
هی می زنم ، هی می زنم ، بی اختیار
کندوی جامت را بیار
بر کام بیمارم بزار
تا جان فزاید کام تو
بر جان این دلخسته ی بشکسته تار


اعضای گروه در این اجرا:
خواننده و نوازنده کوزه و سرپرست:همای
دف و کوبه ای:اسفندیار شاهمیر
تار:رهام سبحانی
سنتور:محمود نوذری
نی:پارسا احتشامی
رباب:حامد عرب ناجی
تمبک:ارژنگ فرامرزی
کمانچه:علیرضا مهدی زاده
شعر،آهنگ و تنظیم از پرواز همای



برچسب‌ها: موسیقی سنتی, پرواز همای
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1392ساعت 13:18  توسط امیر  | 

از اینور شب تا پل ستاره
کی میدونه که کی خوابه کی بیداره
یکی دلش میخواد بخنده خورشید
یکی دلش میخواد بارون بباره
یکی داره پنجره رو مینده
یکی در و وا میکنه دوباره
خنده و شادی و اشک و غم
توی دل همه پا میذاره
سهم ما اینه شاید زیاد و کم
یک سبد لبخند یه لحظه غم
یکی داره پولاشو روو هم میذاره
یکی داره بدهیاش و میشماره
یکی شبا خوابای رنگی میبینه
شبا که سرش و روی بالش میذاره
سهم این یکی کابوسه
صابخونه، بدهی، اجاره
فقیر و پولدار
هر دلی واسه خودش هزار تا غصه داره
همسفر هستیم با هم تو این مسیر
مثل بارون شد توو این کویر
بی تو اینجا دل میرسه به نا کجا
تکیه گاهم باش تو ای خدا
ای خدا ای خدا
ای خدا ای خدا

آهنگ تیتراژ سریال ترش و شیرین

دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, رپ, رضا عطاران, محسن نامجو
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 20:36  توسط امیر  | 

با مدعی مگویید....

کار جدید سینا سرلک از البوم کوک کولی

 

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آیدناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانمبا کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی
سلطان من خدا را زلفت شکست ما راتا کی کند سیاهی چندین درازدستی
در گوشه سلامت مستور چون توان بودتا نرگس تو با ما گوید رموز مستی
آن روز دیده بودم این فتنه‌ها که برخاستکز سرکشی زمانی با ما نمی‌نشستی
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظچون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی

اهنگساز:فراز کاویانی

                                                              دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, سینا سرلک
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 17:2  توسط مهدی  | 

 

تصنیف فسانه وبخشی از تصنیف وای بر دل من

فسانه

ای فسانه... فسانه.... فسانه
ای خدنگ تو را من نشانه
ای علاج دل ای داروی درد
هم ره گریه های شبانه
با من سوخته در چه کارهی
ای فسانه خسا نند انان
که فرو بسته راه را به گلزار
خس به صد سال طوفان ننالد
گل ز یک تار باد است بیمار
تو مپوشان سخن ها که داری


وای بر دل من

ذلیل و بیچاره تر از من نیست در روی تو
خمیده شد پشت من از غم چون ابروی تو

گرفته هر کس ز لب لعل تو کام دل خود
نشد روا کامم ز تو وای وای بر دل من

به مجلس بیگانگان نوشی باده ناب
به هر کجا می روی با هر کس مست و خراب

خبر نداری ز حال خود با مردم که چه سان
کند بس آزار و ستم وای وای بر دل من

کسی چو من قدر تو را کی داند صنما
به راه عشق تو دهم جان و دل به فدا

بیا بنه رسم ستم به یک سو دلبر من
شوی پشیمان به خدا وای وای بر دل من

اهنساز:کیوان ساکت

شعر:فسانه از نیما یوشیج

شرحی کوتاه از بسطامی
ايرج بسطامی خواننده آواز های اصيل و ترانه های عرفانی که اهل بم بود و برای ديدار پدر و مادر در شهر خود به سر می برد، زير آوار ماند و جان باخت ايرج بسطامی در سال ۱۳۳۶در بم به دنيا آمد و تا قبل از بروز زلزله دلخراش اين منطقه، در همين شهر زندگی می کرد. او موسيقی را نزد عموی خود، يدالله بسطامی فرا گرفت سپس برای تکميل آموزه هايش به تهران آمد و از محضر استاد محمدرضا شجريان بهره برد.
سيروس علی نژاد، روزنامه نگار سرشناس، می گويد: "موسيقی را نزد استادان فن از جمله شجريان آموخته بود و وقتی درست آموخته بود، پا به صحنه گذاشته بود. می گفت که موسيقی در خانواده پدری او ريشه دار است. پدرش هنوز در ساعات فراغت ساز می زد. اما خود را بيشتر مديون عمويش يدالله بسطامی می دانست که از نظر او در موسيقی استادی و مهارت داشت. او بود که صدا و ذوق ايرج را به موسيقی کشف کرده بود و از همان نوجوانی شروع کرده بود به آموختن گوشه ها و رديف های موسيقی اصيل به او. اين عمو در اوايل انقلاب فوت شد. پس از مرگ او، ايرج به تهران آمد و نزد استادان و بيشتر از همه خود مشکاتيان موسيقی خواند و کم کم به ميدان آمد."
بسطامی در فعاليت هنری خود با اساتيد ديگری همچون پرويز مشکاتيان، محمدرضا درويشی و کيوان ساکت همکاری داشته است.
وی يک بار در سال ۱۹۹۰به همراه پرويز مشکاتيان به اروپا رفت و کنسرتهای متعددی در سراسر اروپا ترتيب داد. در سال ۱۹۹۴هم به همين منوال با پرويز مشکاتيان همراه شد و به اروپا سفر کرد اماپس از آن در بم گوشه نشين شد.
پرويز مشکاتيان می گويد: "شرايط جاری موسيقی امروز،همه را بی انگيزه و خانه نشين کرده است. بسطامی با اميد و انگيزه ای والا به تهران آمد و تنها به تعالی هنرش می انديشيد، اما پس از چندی ديگر چشم انداز روشنی نديد. آرزوی او داشتن سقفی بود که باران بر سرش نريزد اما آن را هم نداشت."
شهرام ناظری، خواننده سرشناس ايران ضمن اظهار تاسف از بروز ضايعه جبران ناپذير فقدان بسطامی می گويد: "اگر بنا باشد از بهترينهای خوانندگان پس از انقلاب مثالی بياورم ايرج بسطامی را نام می برم. او از ذوق ذاتی خاصی بر خوردار بود و نقطه اميدی در عرصه آواز بعد از انقلاب محسوب می شد."
بسطامی در آلبوم "رقص آشفته" با ترجيع بند "من ماندم تنهای تنها" و در مجموعه "افق مهر"، با "ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده" بر سر زبانها افتاد.
تصنيف "دلم ای وای دل" سروده خواجوی کرمانی و "خوش نوای بی نوا" از جمله خوانده های وی است که با استقبال دوستداران مواجه شد. مجموعه افق مهر که نخست در کنگره جهانی خواجوی کرمانی اجرا شد. سپس در اروپا طی 26 شب اجرا شد و مورد استقبال قرار گرفت.
عبد الحسين مختاباد،خواننده موسيقی سنتی ايران درباره بسطامی می گويد: "وی تنها خواننده چپ کوک زمان خود بود ( قدرت خواندن گام های بالا را داشت) و به لحاظ جنس و طعم ويژه ای که صدايش داشت در سه يا چهار دهه گذشته بی مانند بود."
مختاباد، معتقد است خواندن مجموعه "موسم گل" که عموما شامل آهنگهای چپ کوک ( گام بالا ) است تنها از عهده بسطامی بر می آمد. او هم به مشکلات مالی و معيشتی ايرج بسطامی اشاره دارد و می گويد به همين دليل آن مرحوم از سالهای پايانی دهه ۷۰ديگر کار جدی نکرد.با اينهمه، پرويز مشکاتيان يادآور می شود که او يکی از پرتيراژترين نوارهای موسيقی را دو سال پيش به بازار عرضه کرد، در آلبومی که "وطن من" نام دارد و روی شعری از ملک الشعرا بهار ساخته شده است که چنين آغاز می شود:
ای خطه ايران مهين ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجين جان و تن من
مشکاتيان می گويد حتما اين بيت را هم از اين شعر بياوريد که اکنون مناسب حال او و ديگر همشهريان اش شده است:
دردا و دريغا که چنان گشتی بی برگ
کز بافته خويش نداری کفن من
سيروس علی نژاد به ياد می آورد که اول باری که بسطامی را ديد سال 1369 در تالار رودکی بود. او تازه به جامعه موسيقی ايران معرفی شده بود: " آن شب بسطامی در جمع گروه عارف غوغا می کرد. جذبه موسيقی گروه عارف و آواز ايرج بسطامی که تازه پا به عرصه نهاده بود، نفس ها را در سينه ها حبس کرده بود. وقتی شروع کرد چنان مجلس را گرفت که همه از خود بی خود شدند. شجريانِ ديگری ظهور کرده بود. شعر سعدی را می خواند و سوزی که در صدايش بود مجلس را به آتش می کشيد، دلها را به فغان وا می داشت و آه از سينه ها بر می آورد:
بر من که صبوحی زده ام خرقه حرام است
ای مجلسيان راه خرابات کدام است
با چون تو حريفی به چنين جای در اين وقت
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرام است
سعدی مکن انديشه که در کام نهنگان
چون در نظر دوست نشينی همه کام است

صدايش به قول سعدی مرغ از طيران و آب از جريان باز می داشت". وی بعدها وقتی برای يک مصاحبه از نزديک با بسطامی سخن گفت او را جوانی يافت "با حجب و حيای بچه های شهرستانی و هنری به قول نظامی عروضی در « آسمان هفتم »."
مختاباد، افشاری مرکب، اولين اجرای او را از جدی ترين کارهای موسيقی آوازی ايران خواند و از جمله امتيازات ويژه ديگر بسطامی ، توانايی فوق العاده در ارايه کار صحنه ای و برخورداری از بخش بم شاخص در گستره آوايی، برشمرد.
کيوان ساکت ، آهنگساز و نوازنده تار، همراه و همکار قديمی خواننده فسانه، وی را از همراهی در اولين اجرا يعنی افشاری مرکب به خاطر دارد و می گويد: "ايرج که تا آخرين روز عمر نگهداری از همسر و فرزندان برادر درگذشته اش را بر عهده داشت، عليرغم بر خورداری از امتيازات برجسته صوتی که می توانست موجب شود وی امکانات مادی فراوان داشته باشد، به اينگونه مسايل توجهی نداشت. او با صدايی سوخته و باطنی زلال هميشه در دل ما باقيست."
مشکاتيان او را خواننده ای می داند که در عين فقر خود را حفظ کرد و به سرودخوانی تن نداد. مختاباد پيشنهاد می کند خانه موسيقی، متولی احداث سالنی به نام اين هنرمند فقيد در بم بشود تا علاوه بر زنده نگه داشتن خاطر وی بعدها ميزبان فعاليت های فرهنگی آن ديار باشد.

 

 

                                                      دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, ایرج بسطامی
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 19:3  توسط مهدی  | 

شمع و پروانه منم
یار پیمانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم

از خود بیگانه منم
مست می خانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم

چون باد صبا در به درم
با عشق و جنون هم سفرم
شمع شب بی سحرم
از خود نبود خبرم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم

ای خدای من
شنو نوای من
زمین وآسمان تو می لرزد
به زیر پای من
مه و ستارگان تو می سوزد
زناله های من
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم

وای از این شیدا دل من
مست و بی پروا دل من
سرمایه سودا دل من
رسوا دل من
شیدا دل من
نامه تنها دل من
شام بی فردا دل من
مجنون هر صحرا دل من
رسوا دل من
شیدا دل من
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم


آهنگساز : همایون خر

آلبوم : رسوای زمانه

دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, علیرضا قربانی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 21:57  توسط امیر  | 

تا ماه شب افروزم پشت این پرده ها نهان است
باران دیده ام، همدم شبم یارِ آنچنان است
جان می لرزد که ای وای اگر دلم دیگر برنگردد
ماهم به زیر خاک و دلم در این ظلمت زمان است

ای باران ای باران از غصه ام آگاهی
بزن نم به خاکش ز اشکم نپرسد چرا تنهایی
بگو به خاکم نشینه ماهی میباری بر مزارش خوش به حالت که بارانی
از قطره ات چون شکفد به خاکش سبزه همی
بوی ماهم کشان ابرِ خاکش، ابرِ باران

ترانه سرا : افشین یداللهی
آهنگ ساز :  فردین خلعتبری /  آهنگ میانی سریال مدار صفر درجه

دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, علیرضا قربانی
+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1391ساعت 0:4  توسط امیر  | 

 

فایل تصویری بسیار زیبا از محمدرضا وهمایون شجریان

تو را سریست که با ما فرو نمی​آید

مرا دلی که صبوری از او نمی​آید

کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر

که آب دیده به رویش فرو نمی​آید

جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب

که مهربانی از آن طبع و خو نمی​آید

چه عاشقست که فریاد دردناکش نیست

چه مجلس است کز او های و هو نمی​آید

  شعراز جناب سعدی                                                      

                                                                دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, همخوانی استاد شجریان و همایون شجریان
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 17:42  توسط مهدی  | 

از ایرج بسطامی هیچی نمیتونم بگم بنده سه ماه با ایشون محشور بودم واز سجایای اخلاقی ایشون هر چه بگم کمه  لذا حرف نمیزنم که نقصان کلام من به شخصیت والای اون بزرگوار لطمه ای نزنه

اما این اهنگ که قبلا هم کسایی دیگه خوندن ولی با صدای ایرج چیزی دیگه اس

      

 

 

 

عقرب زلف کجت با قمر قرینه
تا قمر درعقربه کار ما چنینه
{ کیه کیه در می‌زنه من دلم می‌لرزه
درو با لنگر می‌زنه من دلم می‌لرزه
....................
ای پری بیا در کنار ما جان خسته را مرنجان
{ از برم مرو ، خصم جان مشو ، تا فدای تو کنم جان }2 }الف
....................
نرگس مست تـو و بخت من خرابه
بخت من از تو و چشم تو از شرابه

شعر:ناصر الدین شاه

اهنگ :شیدا

                                                                  دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, ایرج بسطامی
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1391ساعت 15:9  توسط مهدی  | 

 

ای عاشقان

ای عاشقان ! ای عاشقان ! پیمانه ها پر خون کنید

وز خون دل چون لاله ها ، رخساره ها گلگون کنید

آمد یکی آتش سوار ، بیرون جهید از این حصار

تا بر دمد خورشید نو ، شب را ز خود بیرون کنید

دیوانه چون طغیان کند ، زنجیر و زندان بشکند

از زلف لیلی حلقه ای در گردن مجنون کنید

نوری برای دوستان ، دودی به چشم دشمنان

من دل بر آتش می نهم ، این هیمه را افزون کنید

دیوانه چون طغیان کند ، زنجیر و زندان بشکند

از زلف لیلی حلقه ای در گردن مجنون کنید

دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, محمد معتمدی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391ساعت 16:49  توسط مهدی  | 

                                                    

                                                   جان عاشق

خدایا ببین غرق در اشک و آهم 

غریقی نشسته به موج نگاهم

ببین در دل شب نشان از تو جویم

 هوای تو دارم سخن از تو گویم

تو این جان عاشق به من دادی

 دلی چون شقایق بمن دادی

بیادت همه شب دل من خــــــــــــدایا

درین سینه ی خسته چون نی بنالم

نیســـــتان جـانم به بانگ جرس ها

بخون خفته اکنون که تا کی بنالم

خـــــدایا من این بار سنــگین غـــــم را

به عشق تو بر دوش جان می گذارم

من آن مرغ سرگشته ی شب نوازم

 که در باغ هســتی نوای تو دارم

تو این جان عاشق به من دادی

دلی چون شقــایق بمن دادی

بیادت همه شب دل من خــــــــــــدایا

درین سینه ی خسته چون نی بنالم

نیســـــتان جانم به بانگ جرس ها

بخون خفته اکنون که تا کی بنالم

سحر خنـده کرد و سپیده دمید

مرا رهنمون شد به نور امید

تو این جان عاشق به من دادی

دلی چون شقایق بمن دادی

 

                                                          دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, بهرام حصیری
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1391ساعت 14:47  توسط مهدی  | 

                                       به تیغم گرکشد

               

به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم
کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم
غم گیتی گر از پایم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگیرم
برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم
به فریادم رس ای پیر خرابات

به یک جرعه جوانم کن که پیرم

 

                                                          دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, سینا سرلک
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1391ساعت 17:43  توسط مهدی  | 

کوروس سرهنگ زاده در سال ۱۳۱۶در پاریز سیرجان متولد شد.او کار خود را در اوایل دهه 1340 شروع کرد، و با بازخوانی ترانه های زنده یاد داریوش رفیعی و همچنین ادامه سبک رفیعی ،معروف شد از ترانه های معروف وی می توان به «به سوی تو»،«آسمون»،«شبگرد» و... نام برد.که البته ترانه "به سوی تو" یک بازخوانی از کارهای رفیعی می باشدکه بدلیل اینکه ترانه داریوش رفیعی کمیاب است و این ترانه در دهه 50 بر روی صفحه با صدای کوروس به بازار آمد اکثرآ این ترانه رو با صدای کوروس شنیده اند.

 

دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن، فایده نداره، نداره

دیگه دنبال آهو دویدن، فایده نداره، نداره

چرا این در و اون در میزنی، ای دل غافل

دیگه دل بستن و دل بریدن، فایده نداره

وقتی ای دل، به گیسوی پریشون می رسی، خودتو نگه دار

وقتی ای دل، به چشمون غزل خون می رسی، خودتو نگه دار

دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن، فایده نداره، نداره

دیگه دنبال آهو دویدن، فایده نداره، نداره

---

ای دل دیگه بال و پر نداری

داری پیر می شی و خبر نداری

ای دل دیگه بال و پر نداری

داری پیر می شی و خبر نداری

وقتی ای دل، به گیسوی پریشون می رسی خودتو نگه دار

وقتی ای دل، به چشمون غزل خون می رسی خودتو نگه دار

دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن، فایده نداره، نداره

دیگه دنبال آهو دویدن، فایده نداره، نداره

                                                                 دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, کوروس سرهنگ زاده
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1391ساعت 19:44  توسط مهدی  | 

                                                زندگی

 

 

عبدالوهاب شهیدی مهر۱۳۰۱، میمه، خواننده موسیقی سنتی ایرانی و نوازندهٔ عود است.

عبدالوهاب شهیدی در میمه اصفهان و در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد. او از اوایل دهه ۱۳۲۰ فعالیت هنری خود را با فراگیری آواز، سنتور و عود نزد اسماعیل مهرتاش آغاز کرد.

عبدالوهاب شهیدی در سال ۱۳۳۹ با برنامه گل‌ها شروع به فعالیت و همکاری در رادیو کرد و تا سال ۱۳۵۷ در بسیاری از این برنامه‌ها شرکت کرد. وی همچنین چندین بار در برنامه‌های جشن هنر شیراز شرکت کرد و در این برنامه‌ها با استادانی چون جلیل شهناز، فرامرز پایور، اصغر بهاری، حسین تهرانی، رحمت‌الله بدیعی، حسن ناهیدو محمد اسماعیلی همکاری کرد.قطعه معروف زندگی با مطلع «زندگی بی چشم تو» از این هنرمند است. وی هم اکنون در ایران زندگی میکند.

اون نگاه گرم تو

جام شرابه

اما سرابه

زندگی بی چشم تو ( 2 )

رنج و عذابه ( 2 )

---

آه من ترسم شبی ( 2 )

دامنت بگیره ( 2 )

با دلم بازی مکن

عاشق و اسیره

ترسم بمیره

زندگی بی چشم تو

رنج و عذابه ( 2 )

---

یک شب از روی صفا ( 2 )

ای بلای دلها،

درد من دوا کن

یا وفا کن با دلم

یا مرا رها کن ( 2 )

زندگی بی چشم تو

رنج و عذابه ( 2 )

---

میشکنی شیشه دلم ( 2 )

قدرشو ندونی ( 2 )

مهربونی با همه

با من و دل من، نامهربونی

زندگی بی چشم تو ( 2 )

رنج و عذابه ( 2 )

 

 

 

شعر ترانه : هما میرافشار

آهنگ : محلی خرم آبادی

تنظیم : فرامرز پایور

دستگاه ماهور

                                                                 دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, عبدالوهاب شهیدی
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 20:2  توسط مهدی  | 

                                            سرگشته

                         

 حسین قوامی (فاخته) متولد ۱۲۸۸ خورشیدی، فرزند رضاقلی قوامی و یکی از اولین خوانندگان دوره جدید موسیقی ایرانی است، او از دوران کودکی به موسیقی علاقمند بودند، حسین خان اسماعیل زاده، همان کسی که صبا، مرتضی خان محجوبی، رضا محجوبی، حسین یاحقی و حسین تهرانی را آموزش داده بود در همسایگی وی بود. هنگامی که حسین خان اسماعیل زاده صدای حسین قوامی را در سنین ۱۰-۱۲ سالگی شنید از پدر او خواست تا به وی اجازه دهد تا آموزش آوازی او را عهده دار شود که با مخالفت پدر محمود قوام مواجه شد.

در آن زمان با دید خوبی به موسیقی نگریسته نمی‌شد و دلیل مخالفت پدر حسین قوامی نیز همین بود، از آنجا که حسین قوام به خوانندگی علاقه داشت و حسین خان اسماعیل زاده نیز مشوق او بود دلسرد نشد. وی به آهستگی با گوش گرفتن آثار خوانندگان آن زمان و تقلید از ایشان به تجربه اندوزی پرداخت، با رسیدن به سن بلوغ محرمانه در نزد عبدالله حجازی آموزش دید، عبدالله حجازی به ردیف‌های آوازی مسلط بود.

در سال ۱۳۲۵ از سوی مستعان رییس رادیو به او پیشنهاد کار در رادیو داده شد، محمود قوام به دلیل شرایط خانوادگی و مخالفت ایشان این پیشنهاد را به این شرط قبول کرد که در رادیو به عنوان ناشناس معرفی شود. با همکاری مجید وفادار، حمید وفادار و یا علی تجویدی آغاز به کار نمود، پس از مدت شش ماه روح الله خالقی نام مستعار فاخته را برای وی برگزید. او مجموعا ۲۹ سال از سال ۱۳۲۵ تا سال ۱۳۵۴ در رادیو مشغول به کار بوده‌است.

شبی که آواز نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی
من همه جا پی تو گشته ام
از مه و مهر نشان گرفته ام
بوی تو را زگل شنیده ام
دامن گل از آن گرفته ام
تو ای پریکجایی که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان در نمیگشایی

دل من سرگشته تو نفسم آغشته تو
به باغ رویاها چو گلت بویم
در آب و آیینه چو مهت جویم
تو ای پری کجایی
در این شب یلدا ز پیت پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
تو ای پری کجایی
مه و ستاره درد من میداند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو غوغا شو
تو ای پری کجایی که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی

خواننده: حسین قوامی

شعر: هوشنگ ابتحاج (سایه)

اهنگ: همایون خرم

                                                                    دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, حسین خان قوامی
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1391ساعت 19:35  توسط مهدی  | 

                                                    بارون

   

از البوم شب سکوت کویر

ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبهای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به کام عاشقای بی مزار
ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ببار ای ابر بهار
با دلم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماه رو دادن به شبهای تار
ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به یاد عاشقای این دیار
به کام عاشقای بی مزار
ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ای بارون
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار
ای بارون
 

                                                                     دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, استاد شجریان
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 19:47  توسط مهدی  | 

                                               زبان اتش

 

شعر از فریدون مشیری

اهنگ از مجید درخشانی

شاید این تصنیف یکی از سیاسی ترین شعرهاییه که استاد شجریان خوندن

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل - دلی لبریزِ مهر تو -
تو ای با دوستی دشمن.
—-
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
—-
برادر! گر که می‌خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
—-
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه‌ی غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
—-
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را - برادر جان -
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…
—-
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده‌ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار..

 

                                                             دانلود

 

                                                          


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, استاد شجریان
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 18:36  توسط مهدی  | 

تصنیف زیبای از یاد رفته  که برای تیتراژ یکی از سریالهای تلویزیون با همین نام خوانده شده

شعر از غزلیات جناب سعدی

                            

چنان در قيد مهرت پاي بندم
که گويي آهوي سر در کمندم

گهي بر درد بي‌درمان بگريم
گهي بر حال بـي سامان بخنـدم

نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلي بيهوده پندم

گر آوازم دهي من خفته در گور
برآسايد روان دردمندم

سري دارم فداي خاک پايت
گر آسايش رساني ور گزندم

وگر در رنج سعدي راحت توست
من اين بيداد بر خود مي پسندم

دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, محمد معتمدی
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:0  توسط مهدی  | 


درد عشقی کشیده‌ ام که مپرس زهر هجری چشیده‌ ام که مپرس
گشته‌ ام در جهان و آخر کار دلبری برگزیده‌ام که مپرس
سوی من لب چه می‌گزی که مگوی   لب لعلی گزیده‌ام که مپرس
بی تو در کلبه گدایی خویش رنج‌ هایی کشیده‌ ام که مپرس

از آلبوم عشق ماند با شعری از حافظ

دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, سالار عقیلی
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 0:11  توسط امیر  | 


به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم
کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم
غم گیتی گر از پایم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگیرم
برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم
به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم

از آلبوم عشق ماند و شعری از حافظ

دانلود



برچسب‌ها: موسیقی سنتی, سالار عقیلی
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 0:8  توسط امیر  | 

 

شکوفه های ارغوانی

 

دف و نی و باران ترانه مستان

کشیده یاران را به حلقه مستان

...

 آلبوم : عشق جاودانه

 آهنگساز : محسن حسینی

                                                                  دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, سینا سرلک
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 20:17  توسط مهدی  | 

وطنم

نام جاوید وطن
صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من

شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که همآواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم

بشنو سوز سخنم
که نوا گر این چمنم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان

نظر شخصی من در باره این تصنیف اینه که  اگه نگم بهترین کار سالار عقیلی هستش اما میشه گفت جزو بهترین کارای سالار عقیلی هستش البته ملودی قدیمی هست و بازسازی شده اما واقعا زیبا خونده شده و بدون نقص .

شاعر بیژن ترقی

آهنگ براساس ملودی قدیمی

گویا ملودی این آهنگ برا صد سال پیش هستش و ظاهرا یک ژنرال فرانسوی اینو برا ایران ساخته و اینگونه که از تاریخ معاصر بر میاد اولین سرود ملی ایران بوده .

 

دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, سالار عقیلی
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1391ساعت 19:12  توسط مهدی  | 

سینه تنگ من

سینه تنگ من و بار غم او هیهات
مرد این بار گران نیست دل مسکینم
بر دلم گرد ستم‌ هاست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه مهر آیینم
سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو
گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم 

از آلبوم فسانه زنده یاد ایرج بسطامی


دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, ایرج بسطامی
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1391ساعت 19:24  توسط مهدی  | 

تصنیف قدیمی و زیبای ای بت چین ای صنم  

خواننده : استاد محمد رضا شجریان

آهنگساز و شاعر زنده یاد علی اکبر شیدا

آواز بیات اصفهان

ای مه من ، ای بت چین ، ای صنم لاله رخ و ، زهره جبین ، ای صنم
تا به تو دادم دل و دین ای صنم بر همه‌کس گشته یقین ای صنم
من ز تو دوری نتوانم دیگر جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
{ بیا حبیبم بیا طبیبم }

هرکه تو را ، دیده زخود ، دل برید رفته زخود ، تا که رخت ، را بدید
تیرغمت ، چون به دل ، من رسید همچو بگفتم ، که همه‌کس شنید
من ز تو دوری نتوانم دیگر جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
{ بیا حبیبم بیا طبیبم }

ای نفس ، قدس تو ، احیای من چون تویی امروز مسیحای من
حالت جمعی تو پریشان کنی وای به حال دل شیدای من
من ز تو دوری نتوانم دیگر جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
{ بیا حبیبم بیا طبیبم }

 

دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, استاد شجریان
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1391ساعت 17:8  توسط مهدی  | 

درباره آهنگ : فرزندان استاد به مناسبت هفتاد و دومین سال زندگی استاد محمدرضا شجریان ، این اهنگ رو خوندن و تقدیم پدر کردن البته در دو سه سال پیش . درباره ی محمدرضا شجریان .


 

صدای تو را دوست دارم ، دوست دارم
صدای تو را دوست دارم ، دوست دارم
صدای تو ، صدای تو ،
صدای تو از آن و از جاویدن می سراید
صدای تو ،
صدای تو ، از لاله زاران که در یاد
صدای تو ،
صدای تو ، از نوبهارن که در یاد
می آید .

شعر از اسماعیل خویی

آهنگساز مجید درخشانی

دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, استاد شجریان
+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1391ساعت 14:19  توسط مهدی  | 

صیاد

  

چون صید به دام تو به هرلحظه شکارم / ای طرفه نگارم
از دوری صیاد دگر تاب نیارم / رفته ست قرارم
چون آهوی گم گشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغوش نگیرم نگرانم / آه از دل زارم
از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی / بر دل بنشانی
چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی / وای از شب تارم
در بند و گرفتار بر آن سلسه مویم
از دیده ره کوی تو با اشک بشویم / با حال نزارم
برخیز که داد از من بیچاره ستانی
بنشین که شرر در دل تنگم بنشانی
تا آن لب شیرین به سخن باز گشایی / خوش جلوه نمایی
ای برده امان از دل عشاق کجایی / تا سجده گزارم
گر بوی ترا باد به منزل برساند / جانم برهاند
ور نه ز وجودم اثری هیچ نماند / جز گرد و غبارم .

شعر از مهدی عابدینی

                                                              دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, علیرضا افتخاری
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 15:34  توسط مهدی  | 

وقتی گریبان عدم
با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود ونه دلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا
از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم
شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و
عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو
نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی

شاعر : افشین یداللهی
آهنگ ساز و تنظیم : فردین خلعتبری

دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, علیرضا قربانی
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1391ساعت 0:1  توسط امیر  | 

به سوی تو ، به شوق روی تو
به طرف کوی تو ، سپیده دم آیم
مگر تو را جویم ، بگو کجایی ؟
نشان تو ، گه از زمین راهی
ز آسمان جویم ، ببین چه بی پروا
ره تو می پویم ، بگو کجایی
کی رود رخ ماهت از نظرم ، نظرم
به غیر نامت ، کی نام دگر ببرم
اگر تو را جویم ، حدیث دل گویم ، بگو کجایی ؟
به دست تو دادم ، دل پریشانم ، دگر چه خواهی ؟
فتاده ام از پا بگو که از جانم ، دگر چه خواهی ؟
یک دم از خیال من ، نمیروی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من
تا هستم من ، اثیر کوی تو ام ، به آرزوی تو ام
اگر تو را جویم ، حدیث دل گویم ، بگو کجایی ؟
به دست تو دادم ، دل پریشانم ، دگر چه خواهی ؟
فتاده ام از پا بگو که از جانم ، دگر چه خواهی ؟


تیتراژ پایانی سریال اولین شب آرامش

دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, مهران زاهدی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 23:39  توسط امیر  | 

آوازی زیبا بر شعری زیباتر از فروغی بسطامی با صدای پر طنین محمد معتمدی

 

میر انجمن جایی در صف نعالم داد
صدر عزتم بنگر، عین اعتبارم بین
هم به عشق مجبورم هم به عقل مختارم
با وجود مجبوری صاحب اختیارم بین
در کمال استغنا فقر و ذلتم دادند
در نهایت قدرت عجز و انکسارم بین
می به کوی خماران هر چه بود نوشیدم
با چنین می آشامی غایت خمارم بین
می کشدبه میدانم صف کشیده مژگانم
گر ز جنگ برگشتم مرد صد هزارم بین
ای که هیچ نشنیدی نالهٔ فروغی را
باری از ره رحمت چشم اشک بارم بین

                                                                 دانلود


برچسب‌ها: موسیقی سنتی, محمد معتمدی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 10:3  توسط مهدی  |